شرح دعای روز سیزدهم ماه مبارک رمضان


الّلهُمّ طَهِّرنی فيه مِن الدّنَس و الاقذار
وَ صَبِّرنی فيه عَلی کائِناتِ الاقدار
وَ وَفِّقنی فيه للتّقی وَ صُحبَةِ الابرار
بِعَونِک يا قـُرةَ عَينِ المَساکين


تو انسان را پاک آفريدی
و او را بر آفريدگانت برتری بخشيدی
راهش نمودی و از گناه بازَش داشتی
هدايتش کردی و بذر محبت خويش در نهادش کاشتی
دنيا اما چه فريبا!
و پديده‌هايش چه نامانا!

اگر کامياب شوم و خود را از ناپاکی‌ها دور دارم
و اگر توفيق يابم و خويشتن را به نبرد با پليدی‌ها بگمارم
به سرشت خويش نزديک شده‌ام
و در شمار انسان‌های نيک درآمده‌ام

آفريدگارا !
ای که مرا پاک خواسته‌ای !
امروز تو خود گونه‌گونه پليدی از من بزدای
و مرا هماره پاک، پاک و پاکيزه فرمای

گردونه‌ی بازیِ روزگار است و هزار رنگ و هزار گردِش
چرخه‌ی پرپيچ‌وتاب زندگی است و هزار شکل و هزار چرخِش
آن که از تو نگسست
و دل به تو بست
و بر زورق پراميد تو نشست
از اين گرداب هولناک برست
و آن که بند خويش از تو بريد
و کبوتروار اين سو و آن سو پريد
هرگز به ساحل امن و آسايش نرسيد

اگر حال و روز مرا تماشا کنی
و مرا بر دگرگونی‌های روزگار شکيبا کنی
آبرويم را نبرده‌ا‌ی
و خواسته‌ی امروزم برآورده‌ای

من از رسم عارفان آموخته‌ام که از غير تو بپرهيزم
و تنها و تنها به ريسمان محکم و استوار تو درآويزم
من از نيک‌مردان فرا گرفته‌ام که در زندگی خويش به‌گزين باشم
و پيوسته با بهترين مردمان همنشين
من از بزرگان درس‌آموز شده‌ام که از خواسته‌های خود نکاهم
و اين همه را از خدای بزرگ خويش خواهم
امروز خواهش از من و دهش از تو
زاری و لابه از من و نوازش از تو
درد از من و درمان از تو
ناله از من و احسان از تو
بر منِ بی‌مَنَت منّت نه
و مرا به پارسايی و خويش‌بانی و همنشينی با نيکان توفيق ده
ديدگانِ بی‌نورِ بينوايان که تماشا نتواند
تنها در برابر مددهای بی‌دريغ تو درخشندگی يابد
و چشمان بی‌سوی مسکينان
تنها تا به برق نگاه پرمهر تو افتد، خوش بتابد
ياری تو دستگير ما
و دست بی‌مثال تو ياور بی‌نظيرمان


بر گرفته از کتاب "سی‌ ساغر سحری" از محمد رضا مروارید

 

پیوستن به خبرنامه