شرح دعای روز دهم

«اللَّهُمَّ اجعَلنِي فِيهِ مِنَ المُتَوَكِّلِينَ عَلَيكَ وَ اجعَلنِي فِيهِ مِنَ الفائِزِينَ لَدَيكَ وَ اجعَلنِي فِيهِ مِنَ المُقَرَّبِينَ إلَيكَ بِإحسانِكَ يَا غايَةَ الطَّالِبِين».

«خدایا، در این روز مرا از متوکلین بر خودت و از رستگاران در نزد خودت قرار بده و مرا در این روز از مقربین به درگاهت قرار بده، به احسانت ای منتها آرزوی طالبین».

دعای روز دهم ماه مبارک رمضان دیگر هیچ وقت تکرار نمی‌‌شود؛ و شامل سه قسمت است، به نظر می‌‌رسد که امام سه مقام یعنی توکل، رضا و تسلیم را در این دعا تقاضا می‌‌کنند.

«اجعلنی فیه من المتوکلین علیک»

متوکلین علی الله وقتی کم‌‌کم ملاحظه کردند و دیدند که بابا اینجا هم که کاره‌‌ای نیستیم، آنجا هم کاره‌‌ای نیستیم، قهراً مطمئن شدند كه كار خدا است.

توکلت علی‌‌الله گفتن این نیست که تو فلان شر را می‌کنی، در حالی که خدا می‌‌گوید نکن. توکلت علی‌‌الله یعنی به خدا منتهی شدم. یعنی می‌‌بینم که دست و پایم بسته است، کار پیش نمی‌‌رود، از کجا شروع کنم؟ چه کار کنم؟ داریم کار می‌‌کنیم اما به چه منتهی می‌‌شود؟ چطور خواهد شد؟ حالا اگر توکلت علی‌‌الله بگوید از متوکلین علی‌‌الله می‌‌شود.

متوکل علی الله اصلاً قلب خودش را روی ارادت الله رها کرده است، یعنی خودبه‌خود رها شده است و نگاهش این است که من چه بكنم؟ از كجا شروع كنم؟ من به كجا ختم كنم؟ و می‌‌گوید توکلت علی‌‌الله. این مقام توکل خیلی حرف دارد و تا کسی هم نرسد قابل بیان نیست،

خدایا، مرا از متوکلین بر خود قرار بده. آن توکلی که دل ببیند در عالم مؤثری جز تو نیست و خودبه‌خود به تو منتهی شود.

«وَ اجعَلنِي فِيهِ مِنَ الفائِزِينَ لَدَيكَ»

«و خدایا مرا از فائزین نزد خود قرار بده».

کلمة فائزین بدون مضاف‌‌الیه و تنهایی به معنی بهشت است، یعنی خدايا مرا به بهشت فائز كن، اما فائِزِينَ لَدَيكَ چیز دیگری است. کلمه لَد و لدن به معنی نزد خدا را کلمۀ سبکی نگیرید. این کلمه کلمة بسیار مرموزی است و برای هرکسی مشهود نیست که آن لدی‌الله و لدینا و عندنا کجاست. مقام عندنا از مقام خلق خارج است. ما سه‌‌گونه عالم داریم: یکی عالم ذات الهی است که هیچ‌‌کس آنجا راه ندارد، یکی هم عالم خلق است، یکی هم عالم لدنی است که انسان می‌‌تواند از این مقام خلقی به عالم لدنی سفر کند. آنجا همه‌‌چیز رنگ دیگری دارد، اینجا عالم فقر و گیرندگی و تغيیر و تحول و از بین رفتن است و آنجا عالم غنا و دهندگی و ثبات و بقا و ماندن است.

ما را از «فائزین لدیک» قرار بده، یعنی خدایا یک راهی به آن عالم ملکوت به ما نشان بده. خدایا، آيا اين حاجت زيادی است كه از تو بخواهم - که همین من، که دو بعد دارم و یک بعدم علم و بقا و غنا است و یک بعدم فقر و فنا است - دریچه‌‌ای از ظاهرم به باطنم باز کنی و ملکوت وجودم را نشانم دهی؟ آیا من دعای زیادی کرده‌‌ام؟! و حقم نیست که این را بخواهم؟ چرا، حق تو هست ولی درست بگو و بخواه.

«وَ اجعَلنِي فِيهِ مِنَ المُقَرَّبِينَ إلَيكَ»

این دعاي سوم ديگر قابل گفتن نيست. ما نمی‌‌دانیم مقام مقربین چیست ولی اجمالاً اینکه اصلاً هدف، راه و راحتی آن است. مقربین در یک مسندی نشسته‌‌اند که همه‌‌چیز برایشان حل شده است. دقت كنيد مي‌‌گويند منتها درجة ترقی در راه خدا این است که انسان محو خدا شود، این منتهای درجه است و وصل به خدا و وصول به حضرت حق بالاترین نعمت است و نه اینکه این‌‌ها به وصل رسیده‌‌اند، ترنمشان این است:

نیست وصل و هجر الا وصل خاص عاشقان
مغربی گر عارفی از وصل و هجران دم نزن

اصلاً قابل بيان نيست كه مقربين كيانند، اما آن قدر مي دانيم كه گفت:

كس ندانست كه منزلگه معشوق كجاست
اين قدر هست كه بانگ جرسي مي آيد

برگرفته از کتاب سری از عشق

 

پیوستن به خبرنامه