شرح دعای روز ششم

«اللَّهُمَّ لا تَخْذُلنِي فِيهِ لِتَعَرُّضِ مَعْصِيَتِكَ وَ لا تَضْرِبْنِي بِسِياطِ نَقِمَتِكَ وَ زَحْزِحْنِي فِيهِ مِنْ مُوجِباتِ سَخَطِكَ بِمَنِّكَ وَ أيَادِيكَ يا مُنْتَهَى رَغْبَةِ الرَّاغِبِينَ»

«خدایا، امروز مرا (با منت‌گذاری‌ها و دستگیری‌های خود) مخذول و واگذارم مکن که متعرض معصیت تو شوم و مرا به تازیانة انتقامت مزن و مرا از موجبات خشمت دور بدار. ای نهایت رغبت و علاقة راغبین، ای خدا!»

«الهی لا تَخْذُلْنِي فِيهِ لِتَعَرُّضِ مَعْصِيَتِكَ»،

خدایا مرا مخذول نکن موفق شوم متعرض معصیتت شوم. چون هیچ بنده‌‌ای معصیت نمی‌‌کند مگر اینکه اول از بالا رهایش می‌‌کنند. خدا می‌‌فرماید: رهایش کنید دیگر، تا می‌‌گوید رهایش کنید رسماً ملائکه مأمور هستند رهایش کنند، به اول معصیت و سقوط‌‌گاه که می‌‌رسد ساقط می‌‌شود. حضرت فرمود: گمراه کردن خداوند تبارک و تعالی فقط همین است که آدم را واگذار می‌‌کند.

وقتی که رهایش کردند در جا صید شیاطین می‌‌شود. شیاطین آمادة صید کردن ما هستند، برای ما که هیچ، منتظر صيد انبیا بودند و مأیوس نبودند لذا حمله می‌‌کردند این «ما» و توجه به خود اول فساد است، عُجب رأس فساد و فتنه و ظلمات است. عُجب اول ظلمات است چراکه اگر انسان عُجب نداشته باشد، خدا دستش را می‌‌گیرد. اگر بوی عجب آمد، خطر سقوط است.

امام با تمام ذلت و تذلل و خواهش و التماس می‌‌فرماید: خدایا، مرا مخذول نکن. اول خذلان این است که انسان احساس کند به معصیت میل دارد، دل آن طرفی می‌‌رود. چه کارش می‌‌توان کرد؟ ما پشت دل هستیم، ما دل را نمی‌‌چرخانیم دل ما را می‌‌چرخاند و چرخانندة دل اوست. می‌‌بینی چقدر بیچاره‌‌ایم؟

«اللَّهُمَّ لا تَخْذُلْنِي فِيهِ لِتَعَرُّضِ مَعْصِيَتِكَ» و قهراً «لا تَضْرِبْنِي بِسِياطِ» چون وقتی کسی مخذول معصیت شد، مستحق سیاط نقمت می‌‌شود. سیاط یعنی تازیانة انتقام. اینکه به سرش بزنند، سرش به دیوار بخورد، مریض شود و حسابش را برسند، این تازیانة انتقام نیست، تازیانة انتقام این است که رهایش می‌‌کنند، دچار استدراج می‌شود و خدا به ملائکه می‌‌‌‌فرماید: ملائکه، این آدم کارش تمام است، شماها نگذارید دیگر مرا صدا بزند. می‌‌گویند: خدایا چگونه؟ می‌‌گوید: چون هر کسی موحد است کارش گیر بیفتد بر مبنای فطرتش می‌‌گوید خدا! مواظب باشید و نگذارید تا آخر کارش گیر بیفتد تا خدایا نگوید. به این استدراج می‌‌گویند. ]سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ[.خدا می‌‌فرماید: خیال می‌‌کنید اموال و بنین به آن‌‌ها دادیم، زندگی و آبرو دادیم، ما سریعاً برایشان خیر پیش می‌‌آوریم؟ نه، بلکه ما آن‌ها را دچار استدراج می‌کنیم. ما به ملائکه دستور دادیم که نگذارید کارشان گیر بیفتد تا به حسب فطرت، الله، نگویند چون اقتضای رحمت ما این است که هر کس در هر حالی الله بگوید ما باید لبیک بگوییم ولی نمی‌‌گذاریم الله بگویند و این دست خودمان است. ای خدای بزرگ برما رحم کن.

برگرفته از کتاب سری از عشق

 

پیوستن به خبرنامه