شرح دعای روز نهم

دعای روز نهم ماه مبارک رمضان

«اللَّهُمَّ اجعَل لِي فِيهِ نَصِيبا مِن رَحمَتِكَ الواسِعَةِ وَ اهدِنِي فِيهِ لِبَراهِينِكَ السَّاطِعَةِ وَ خُذ بِناصِيَتِي إلَى مَرضاتِكَ الجامِعَةِ بِمَحَبَّتِكَ يا أمَلَ المُشتاقِينَ»

«خدایا در این روز برای من نصیبی از رحمت واسعه‌‌ات قرار بده و در این روز مرا به براهین درخشان و ساطعه‌ات هدایت کن و مرا به سوی مرضات جامعت ببر، به محبتت ای آرزوی مشتاقان، ای خدا».

دعای امشب خیلی سنگین شده است. شب نهم ماه مبارک رمضان است، گذشت ایام از یک جهت خوشحالمان مي‌‌كند که إن‌‌شاءالله همین طوری که ایام می‌‌گذرد ما به محبوبمان نزدیک می‌‌شویم. کی آن زمان می‌‌رسد؟ گفت:

بگذرد این روزگار تلخ‌تر از تلخ
بار دگر روزگار چون شکر آید

روزگار تلخ است منتها کسی که شیرینی ذکر خدا را نچشیده باشد دنیا برایش شیرین است.

اللَّهُمَّ اجعَل لِي فِيهِ نَصِيبا مِن رَحمَتِكَ الواسِعَةِ

دربارة رحمت واسعة الهی، سخن این است که مگر ما از رحمت واسعة الهی نصیبی نداریم که امام دعا می‌‌کنند: خدایا، برای من نصیبی از رحمت واسعه‌‌ات قرار بده، در حالی که قرآن می‌‌فرماید: وَ رَحمَتي‏ وَسِعَت كُلَّ شَيء، رحمت من بر سر همه سایه دارد. آیا درخواست نصیبی از رحمت واسعه تحصیل حاصل نیست؟ جوابش این است که هم داریم و هم نداریم، اما داریم چون رحمت واسعة حق شامل همة موجودات است و اگر کسی مشمول آن رحمت واسعه نشده باشد که اصلاً وجود پیدا نمی‌‌کند. اما نداریم برای اینکه نمی‌‌دانیم و ندانستن برای ما مساوی با نداشتن است.

سایة خدا بر همه یکسان است اما موجودات در ادراک این سایه متفاوت هستند. تعجب است که عنایت خدا ما را این چنین احاطه کرده است و ما اين‌‌قدر غافل هستیم. البته این هم از قدرت خداست.

سعدی شعری دارد که می‌‌گوید:

دوست نزدیک‌‌تر از من به من است
وین عجب‌‌تر که من از وی دورم
چه کنم با که توان گفت که دوست
در کنار من و من مهجورم

سایة عنایت حق یک وجب بالای سر ماست، در ماه رمضان پایین‌‌تر هم آمده است.

امام در تفسیر آیة (وَ رَحمَتِي وَسِعَت كُلَّ شَي‏ءٍ) فرمودند:
«الإمامِ الرَّحمَةُ الَّتِي يَقُولُ وَ رَحمَتِي وَسِعَت كُلَّ شَي‏ءٍ»
ای کسانی که دستتان به دامن ولایت رسیده است، شما سایة رحمت واسعة حق را ادراک کردید. سایه‌‌اش را روی سر شما انداخت،

خدایا، از رحمت واسعة خودت برای من نصیبی قرار بده، اگر این کار را کرد آن وقت جای اجابت دعای دوم هم است.

وَ اهدِنِي فِيهِ لِبَراهِينِكَ السَّاطِعَة

خدایا، مرا به برهان‌‌های ساطعه و روشن و درخشانت هدایت کن.

تا سایة حق را در عالم احساس نکنی، عقلت نمی‌‌تواند کار کند و برهان بسازد، عقل، نور می‌خواهد چون توحید می‌‌خواهد. البته نور توحید، آن قدر قوی است که وقتی می‌‌تابد، اصلاً برای حرف زدن به عقل مجال نمی‌‌دهد، وقتی که ضعیف‌‌تر می‌‌شود، عقل از آن نور استضائه (طلب نور) می‌کند.

خُذ بِناصِيَتِي إلَى مَرضاتِكَ الجامِعَةِ

خدایا، مرا به سوی اعمال یا احوال یا اعتقاداتی که کل رضایت تو را جلب می‌‌کند ببر. مرا به آنجا برسان.

اگر این نور در دل کسی آمد، دیگر نمی‌تواند منحرف شود. نورش نمی‌گذارد، نور خودش از درون چنان پیشانی‌‌اش را می‌‌گیرد که او کج نمی‌رود و دیگر راحت می‌‌شود. وقتی حق در دل آمد، نه اینکه بگویند تو دنبال حق را بگیر، خود حق او را می‌‌برد.

اینِ معنای «خُذ بِناصِيَتِي إلَى مَرضاتِكَ الجامِعَةِ» است.

خدایا، مرا بکِش و ببر، اگر این‌گونه شد، دیگر حق رهایش نمی‌‌کند. کجا برود؟ دیگر رها نمی‌‌شود، یک گناه می‌‌خواهد بکند، نمی‌‌تواند. انسان‌های معمولی باید زور بزنند گناه نکنند ولی این از گناه وحشت دارد.

خدایا، به محمد و آل محمد قسمت مي‌‌دهيم ما را به خودمان وا مگذار!

برگرفته از کتاب سری از عشق

 

پیوستن به خبرنامه