شرح دعای روز شانزدهم

«اَللّهُمَّ وَفِّقنی فیهِ لِمُوافَقَةِ الاَبرار و جنِّبنی فیهِ مُرافَقَةَ الاشرار و آوِنی فیهِ برحمتکَ اِلی دارِ القَرار بِاِلهیَّتِکَ یا الهَ العالَمین»

«خدایا، مرا در این روز برای موافقت با ابرار و نیکان موفق بدار و از مرافقت و رفاقت با اشرار بر کنار بدار و به رحمتت مرا در دار قرار و در خانة آرام و آرامش مأوا بده به حق خدائیت ای اله عالمین».

در این دعا که دعای روز شانزدهم ماه مبارک رمضان است، چند مسئله وجود دارد که یکی از آن‌ها مسئلة توفیق است، خدایا، مرا موفق بدار. توفیق «من الله» است.

وقتی خداوند در حکمت و علم خود جریانی را می‌بیند، توفیق آن را هم پیش می‌آورد. حال این توفیق ممکن است برای اخیار یا اشرار باشد تا وسیله و توفیق پیش نیاید، امری اتفاق نمی‌افتد لذا باید از خود خدا توفیق در راهش را خواست. بايد گفت خدایا تو وسایل آن را جور کن. اگر وسایلش جور نشود، سلب توفیق از بیرون و صد سلب توفیق هم از درون می‌شود که سلب توفیق درونی سخت‌تر و بدتر از بیرونی است.

خدایا، در این روز مرا موفق بدار که موافقت و سازگاری با ابرار داشته باشم. این بیشتر با توفیق دل متناسب است که اصل موافقت در دل است و البته در عمل هم توفیق حاصل می‌شود که بتواند با ابرار موافقت کند ولی اول این موافقت در دل است. اگر دل ابرار را کسی نپسندد، نمی‌تواند با آن‌ها موافقت کند و انسان در اثر پسند دل و تقرب به ابرار می‌تواند موافقت زیادی پیدا کند.

منظور اینکه بر اثر موافقت با ابرار دل به افقی می‌رسد که همان‌جا با اولیای خدا متحد می‌شود و نظرات و خواسته و تشخیص‌هایش هم با آن‌ها یکی می‌شود. چون آن بزرگان، که همه در افق اعلی بودند، فرمودند ما همه‌مان یکی هستیم،

کسی که دست به هواهای دنیا زده و با نفس اماره بیعت کرده است، به محض اینکه دنیا را دید، خم می‌شود.

حالا توقع داری این دل پرهوای ما با ابرار موافقت پیدا کند؟ هیچ‌وقت موافقت نمی‌کند. اگر حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف تشریف بیاورند، کسانی را رد می‌کنند که مردم فکر می‌کردند به‌به! این‌ها از اخیار هستند. حالا ببین موافقت تو با حق چقدر است؟ وای ما آن‌قدر در بعضی از فرازها با حق مخالفت داریم که واویلا است! ببینید دعا چقدر سنگین است:

«اَللّهُمَّ وَفِّقنی فیهِ لِمُوافَقَةِ الاَبرار»

به­به! اگر موافقت ابرار در دلت باشد، دیگر راحت می‌روی که: نخواهد اسب تازی تازیانه

«و جنِّبنی فیهِ مُرافَقَةَ الاشرار»

«خدایا مرا در این روز از مرافقت اشرار بر کنار بدار».

نمی‌فرماید که «جنِّبنی فیهِ لِمُوافَقَةِ الاشرار»، این حرف بالاتر از آن است. نه تنها نباید با اشرار موافقت داشته باشی که در صورت موافقت خودت از اشرار خواهی بود بلکه حتی نباید با اشرار مرافقت هم بکنی، یعنی در دل موافقت نباشد و در بیرون هم با او با همراه نشوی چون آتش او دامن تو را هم می‌گیرد.

فرمود: مواظب باشید، کارهایتان رفق با اشرار نباشد. اگر با اشرار رفق کنید، آن مرافقت خطرناک است. رفق مهم‌تر از وفق است. اگر وفق بکنی که اصلاً خودت از اشرار هستی. اگر کسی در دلش وفق دارد، یعنی شرور را می‌پسندد خودش خراب است.

اگر می‌خواهی شخصی را بشناسی، اول نگاه کن ببین رفیقش کیست؟ کسی که رفیقش صالح است، این هم دارای یک صلاحی هست که با او رفاقت کرده است و اگر دیدی رفیقش فاسق است، بدان که فسادی در او هست و الا انسان بیخودی با کسی رفق نمی‌کند.

و اما قسمت آخر دعا اینکه «و آوِنی فیهِ برحمتکَ اِلی دارِ القَرار». ببینید این کشمکش‌ها، این بکن نکن‌ها، این بیچارگی‌ها چقدر است؟ اصلاً کارمان پیچیده است. درگیری، گرفتاری، بیچارگی و مرگ تهدیدمان می‌کند منتها در غفلت به سر می‌بریم. دنیا قرارگاه نیست.

خدا در این شب‌های ماه رمضان به ما عنایت کند که بفهمیم دنیا دارالقرار نیست که اگر این را بفهمیم، کارمان درست می‌شود. قهراً دل دنبال یک قرارگاه، آسایشگاه، امانگاه و آرامگاه است.

واویلا! خدایا شب شانزدهم ماه رمضان است، به ما رحم کن. اگر تو به ما رحم نکنی...

برگرفته از کتاب سرّی از عشق

 

پیوستن به خبرنامه