شرح دعای روز بیست و یکم

«اللَّهُمَّ اجْعَلْ لِي فِيهِ إِلَى مَرْضَاتِكَ دَلِيلاً وَ لا تَجْعَلْ لِلشَّيْطَانِ فِيهِ عَلَيَّ سَبِيلا وَ اجْعَلِ الْجَنَّة لِي مَنْزِلاً وَ مَقِيلاً يَا قَاضِيَ حَوَائِجِ الطَّالِبِينَ»

«خدایا، در این روز برای من دلیل و راهنمایی به سوی مرضات و خوشنودی‌های خود قرار بده و راهی در من برای شیطان قرار مده و بهشت را برای من محل نزول و آسایشگاه قرار بده، ای برآورندة حاجت‌های طالبین».

اینکه گفته‌اند کلام این بزرگان، مادون کلام خدا و مافوق کلام بشر است، کاملاً محسوس است. اگر خداوند تبارک و تعالی به کسی کمی نور بدهد، احساس می‌کند که این کلام کلام خدا نیست اما کلام بشر هم نیست. این همان منزل متوسط بین خلق و خالق است و «الْمَنْزِلَةُ بَيْنَ الْمَنْزِلَتَيْن» است. این منزل سومی بین خلق و خالق است که همان منزل امامت و ولایت است.

«اللَّهُمَّ اجْعَلْ لِي فِيهِ إِلَى مَرْضَاتِكَ دَلِيلاً»:

خدایا، برای من دلیلی به سوي مرضات خودت قرار بده. مرضات خدا همة سرمایه‌هاست، سرمایة هر چیزی این است که خدا از بنده راضی شود. برای اینکه خدا از کسی راضی شود، چه کاری باید بکند؟ تشخيص اين مشکل است و جز ولی خدا نمی‌تواند انسان را راهنمایی کند که انسان چه کار بکند. اینجا امام و پیشوا می‌خواهد. خیلی مهم است که انسان به سرّ این دعا و سرّ خدا راه پیدا کند.

«وَ لا تَجْعَلْ لِلشَّيْطَانِ فِيهِ عَلَيَّ سَبِيلاً»

خدایا، در این ماه یا در این روز برای شیطان سبیلی بر من قرار نده. سبیل شیطان وقتی است که دل تاریک شود و تنها مانعی که شیطان نمی‌تواند در دل بیاید، فقط و فقط و فقط یک چیز است و آن ذکر خداست و الا هیچ چیز دیگر نمی‌تواند جلوی او را بگیرد و لذا کسانی که ذکرشان ضعیف است، حفاظ و سپری در مقابل شیطان ندارند و اگر گاهی می‌بینید که شیطان هم زیاد مورد هجوم قرارش نمی‌دهد به خاطر این است که زیرآبشان را زده است. چون شیطان وقتی زیرآب کسی را زد، دیگر برایش زحمت نمی‌کشد و نیرو نمی‌گذارد، برای اینکه می‌بیند او در سرازیری جهنم افتاده است و چون این خبیث خیلی کار دارد، دیگر او را رها می‌کند و به دیگران می‌پردازد.

ابلیس این دشمن خبیث خدا، با انسان‌ها این‌گونه معامله می‌کند، زیرآب آن‌ها را می‌زند و بلایی به سرشان می‌آورد که دیگر برای او امکان برگشت نباشد و بعد در جریانات بعدی او را رها می‌کند. ای بسا از صلات و صوم و نماز و حج و عمره هم غافل نشود. امام(ع) فرمودند: یکی از علامت‌های بدعاقبتی این است که انسان گناهانش را فراموش کند، و به چهار تا عمل صالحی که معلوم نیست، قبول یا باطل است، مشغول باشد و معلوم نباشد که موقعیتش پيش خدا چیست. خدایا، به ما رحم کن.

سبیل شیطان این است که راهی در دل باز می‌کند و از آنجا دل را سیاه می‌کند. هیچ نیرویی هم غیر از ذکر خدا نمی‌تواند مقابل شیطان بایستد. آن هم نه ذکر «سُبْحَانَ اللَّهِ» وَ «الْحَمْدُ لِلَّه» این جلد و جلباب و قشر ذکر است. ذکر خداوند نزد حلال و حرام است. ذکر خیالی نه! بلکه ذکر عملی منظور است که ببینی که این ذکر، در وقت حلال و حرام آیا موضع تو را معین می‌کند یا نه؟ غافل‌ترین مردم مهم‌ترین ذکر را روز عاشورا در بدترین موقع گفتند. تکبیر بلندترین ذکر است. عزیزان ذکر حقیقی راه شیطان را مسدود می‌کند و نعمتی از این بالاتر و حصاری محکم‌تر و نجاتی جز این نیست. امشب از خدا بخواهیم که خدا یک کلید ذکر در دلمان بگذارد. شیاطین هم کارشان را دقیق انجام می‌دهند و باید با ذکر‌الله بیرون بروند.

عزیزان، ما تا درد را نفهمیم، جدی از خدا دوا نمی‌خواهیم. شیطان دائماً به سراغ ما می‌آید. از روزی که مكلف شدیم تا الان بیچاره‌مان کرده است، یعنی اطمینان نداریم که حتی یک عمل صالح برای ما گذاشته باشد که اگر بتواند نمی‌گذارد حتی یک عمل صالح هم داشته باشی. یک عمل صالح که کردی به شیاطین دستور می‌دهد که او یک عمل صالح آورده است، این را باطل کنید.

«وَ اجْعَلِ الْجَنَّةَ لِي مَنْزِلاً وَ مَقِيلاً»

خدایا، بهشت را برای من منزل قرار بده. چرا منزل؟ منزل از نَزَلَ و نزول می‌آید، یعنی خدایا من بهشت را به عنوان آخرین هدف خود نمی‌خواهم. بهشت را به عنوان خستگی‌درکُنِ راه تو می‌خواهم. چون بهشت خستگی‌درکُنِ راه اولیای خداست. چون هدفی بالاتر از آن دارند، یک ایستگاه مؤمنین بهشت است. از دنیا به آنجا می‌پرند و از آنجا هم به جوار الله می‌پرند.

خدایا، بهشت را منزل من قرار بده، یعنی سکوی پرواز من قرار بده. الله‌اکبر چه دعاهایی! مهمان خدا هستیم، از خدا تقاضای کم نکنیم. گفت: انّ الله یحبّ عالی الهمم، خدا آدم عالی‌همت را دوست دارد.

گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست؟ كاهل نباشيد. این تقاضا را جدی از خدا بخواهیم:

«وَ اجْعَلِ الْجَنَّةَ لِي مَنْزِلاً وَ مَقِيلاً. يَا قَاضِيَ حَوَائِجِ الطَّالِبِينَ»

یعنی خدایا، این را از تو می‌خواهیم. هرچه قدر هم بزرگ باشد، تو می‌توانی.

برگرفته از کتاب سرّی از عشق

 

پیوستن به خبرنامه