شرح دعای روز بیست و دوم

«اللَّهُمَّ افْتَحْ لِي فِيهِ أبْوَابَ فَضْلِكَ وَ أَنْزِلْ عَلَيَّ فِيهِ بَرَكَاتِكَ وَ وَفِّقْنِي فِيهِ لِمُوجِبَاتِ مَرْضَاتِكَ وَ أَسْكِنِّي فِيهِ بُحْبُوحَاتِ جَنَّاتِكَ يَا مُجِيبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرِّينَ»

«خدایا، در این روز درهای فضل خویش را به روی من بگشا و برکات خود را بر من فرو فرست و مرا به کارهایی که باعث خشنودی تو می­شود موفق بدار و در وسط بهشت‌های خود ساکنم کن، ای پاسخ‌دهندة دعای بیچارگان».

گاهی استجابت با دعا نزدیک می‌شود. شخص دعاکننده از دعا خسته نمی‌شود چون اگر دعا فقط مقدمة چیز دیگری باشد، می‌گوید چقدر بگویيم و دعا كنيم؟ اما حرف اين است كه وقتی دعا با استجابت متحد مي‌شود، دعاکننده لذتی را که باید از استجابت ببرد، از خود دعا می‌برد.

اگر روح انسان از کسالت در آید و خدا مریضی آن را شفا دهد، برای انسان آسان می‌شود و از چیزی كه سیر نمی‌شود ذکر و مناجات است. اگر ذکر و مناجات کردید و سیر شدید، بدانید که اشتهای روحتان خراب است. وقتي می‌بینید که ذکر و مناجات اولیای خدا تمام می‌شود والله نه به این دلیل است که از ذکر و مناجات خسته شده باشند بلکه برای این است که ذکر و مناجات شکل‌های مختلفی دارد.

ذکر و مناجات کم‌کم به تمام شئون زندگی سرایت می‌کند. آن عارف می‌گفت: من سی سال است که با خدا حرف می‌زنم و مردم خیال می‌کنند من با آن‌ها سخن می‌گویم. آخرش این‌گونه می‌شود. بروز آن هم در هر کسی مختلف است و هر کسی حالی مخصوص پیدا می‌کند.

خدایا، شب‌های ماه مبارک رمضان رو به اتمام است. مشمول این آیه است که (الم نعمرک فیها)، آیا این‌قدر عمرت ندادیم که اگر می‌خواستی بفهمی، بفهمی. واي خيلي به خودمان ارفاق كرديم. وای بر ما وای بر ما!

«اللَّهُمَّ افْتَحْ لِي فِيهِ أبْوَابَ فَضْلِكَ»:

خدایا، در این روز ابواب فضلت را بر من باز کن. این عبارت خیلی حرف سنگینی است. نشانۀ سنگینی آن همین است که در دعاهای اواخر ماه، یعنی در دعای روز بیست‌ودوم آمده است. چون هر چقدر به آخر ماه رمضان نزدیک می‌شود، عنایت خدا هم بیشتر می‌شود و از طرف دیگر، قابلیت و گیرندگی مردم هم بیشتر می‌شود. چون بالاخره در مدت این روزها زحمت کشیدند و در شب‌ها التماس و تضرع کردند و قابلیت ظرفشان بیشتر شده است و لذا این عبارت خیلی سنگین است.

پیغمبر اکرم(ص) در دعایشان به خدا پناه می‌بردند و می‌فرمودند: «الهنا عاملنا بفضلک و لا تعاملنا بعدلک.»

«خدایا به فضلت با ما رفتار كن و به عدلت با ما رفتار نکن.»

اگر باب فضل باز شد، کار را به گونه دیگری می‌کند. کسانی که منظرشان فضل خداست، دارای شرح صدر بسیار هستند. انسان به فضل خدا از خطرات هم مصون می‌شود. اگر کسی نتواند فضل خدا را مطالبه کند، خطر سقوط دارد و ممکن است شیطان او را ساقط کند و دیگر پناهگاهی نداشته باشد اما کسی که ابواب فضل برایش باز است، در همان جایی که دارد ثابت می‌ماند و یأس از خدا برایش پیدا نمی‌شود. یأس شرک بالله است. خدا به کسی که می‌خواهد تفضل کند، حقش را از او مطالبه نمی‌کند. اگر از کسی هم بخواهد، مطالبه می‌کند ولی به محض اینکه مطالبه کند، بیچاره می‌شويم. حتی اگر همة حق خود را هم مطالبه نکند و فقط کمی از آن را مطالبه کند، کارمان تمام است مگر اینکه تا مطالبه کرد، پشت سر آن عنایت هم بکند.

خدا به هر کسی هرچه بدهد، ملک خودش است و خدا از دو راه می‌دهد. هر دو هم مال خودش است: یا به صورت مفت و مجانی و یا با زحمت می‌دهد و به هر دو هم خودش داده است، منتها هر کدام از طریق کانالی است. حرف امشب ما این است که خدایا، از آن کانال مفت و مجانی به ما هم بده. با ابواب فضل خودت بده. خدایا، تازه هر کسی هم که زحمت کشید، به توفیق تو به نتیجه رسید.

بعضی‌ها نمی‌توانند باور کنند که خدا از فضل خودش می‌تواند مجانی و به غیر حساب به بنده‌ها ببخشد. بابا بگیر. نه! باور نمی‌کند بی‌زحمت بدهند و خیال می‌کند زحمت خودش است. نمی‌فهمد که آن زحمتی هم که کشیدی، خدا داده است. آن هم مال اوست. آیا اگر بخواهد بی‌زحمت بدهد نمی‌گیری؟ به خدا، باور نمی‌کنیم مگر نه این است که روایت داریم: «أنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ»، من در نزد گمان عبد مؤمنم هستم. شما چه گمانی به خدا دارید؟ فرمود: ظن خود را نسبت به خدا بالا ببرید.

حالا متوجه شدید معنی «ابواب فضلک» چیست؟ یعنی عصارۀ ماه رمضان، یعنی عنایت بی­قید و شرط خدا. این‌گونه باید بخواهیم که اصلاح شویم و قهراً « أنزِلْ عَلَيَّ فِيهِ بَرَكَاتِكَ»، برکاتت را بر من نازل کن و قهراً « وَفِّقْنِي فِيهِ لِمُوجِبَاتِ مَرْضَاتِكَ»، موجبات رضایت خود را برای من فراهم کن. این‌ها همه‌اش دنبالة فضل است. وقتی فضل خدا بياید، پشت سر آن پیوسته توفیقات دیگر هم می‌آید و انسان نمی‌فهمد از کجا می‌آید.

«وَ أسْكِنِّي فِيهِ بُحْبُوحَاتِ جَنَّاتِكَ»:

این عبارت را فقط در این دعا داریم و در دعاهای قبل و بعد نداریم، اینجا فقط صحبت اینکه خدایا مرا به بهشت ببر نیست بلکه بحبوحات جنات را می­گوید، یعنی در وسط بهشت ببر. فکر نکنید بهشت باغی است که وسط آن با کنارش فرقی دارد. نه! یعنی خدایا، مرا در به آنجایی از بهشت ببر که مرکز بهشت است. مرکز بهشت نعیمش مثل خودش است. امام فرمود: اسم آن جنت عدن است، یعنی عنایت تمام است و آن نور از مرکز می‌تابد. کسانی که در بحبوحات جنات هستند، نزدیک به مرکز عنایت و در سرچشمه هستند. در سرچشمه کیست؟ باور بفرمایید سرچشمه امیرالمؤمنین علیه السلام است. آقا همۀ عالم را فیض می‌دهند. حتی کافر هم از فیض او برخوردار است. شهریار در آن شعرش خوب گفته است که:

علی ای همای رحمت، تو چه آیتی خدا را که به ما سوا فکندی همه سایۀ هما را به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من كه اسیر توست اکنون، به اسیر کن مدارا به جز از علی که آرد پسری ابوالعجائب که علم کند به عالم شهدای کربلا را به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند چو علی گرفته باشد سرچشمة بقا را

آقای من، سرچشمة بقا و هستی و فیوضات در دست شما باشد و ما بیچارگان اين‌گونه مطرود باشیم! «یا امیرالمؤمنین، یا ذالکرم، یا امام المتقین، یا ذالنعم، اننا جئناک فی حاجاتنا» آقای ما، «لاتخیبنا و قل فیها نعم». ملائکه منتظر کلمۀ نعم امیرالمؤمنین هستند. ملائکه از ايشان مي‌پرسند که آره یا نه؟ اگر همین یک کلمه آقا اشاره کردند گناهانش را می‌بخشند، توفیقاتش را اضافه می‌کنند، سیئاتش را تبدیل به حسنات می‌کنند. اگر گفت نه واویلا! تمام حسناتش محو می‌شود، او را به سمت عدل خدا مي‌برند حالا دیدی ابواب فضل کجاست؟ دیدی خدا ما را به در فضل منتهی کرد. در فضل، درِ خانۀ امیرالمؤمنین است!

رسول‌الله فرمودند: محبت علی حسنه‌ای است که هیچ گناهی نمی‌تواند آن را ساقط کند و بغض علی سیئه‌ای است که اگر تمام حسنات عالم را آورده باشد، فایده ندارد.

برگرفته از کتاب سرّی از عشق

 

پیوستن به خبرنامه