شرح دعای روز بیست و پنجم

« اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي فِيهِ مُحِبّاً لِأَوْلِيَائِكَ وَ مُعَادِياً لِأَعْدَائِكَ مُسْتَنّا بِسُنَّةِ خَاتَمِ أَنْبِيَائِكَ يَا عَاصِمَ قُلُوبِ النَّبِيِّينَ »

«خدايا، در اين روز مرا محب اوليا و دشمن اعدای خود قرار بده، در حالي که پيرو رسم و سنت خاتم­الانبياء هستم، اي نگاه‌دارندة قلوب نبيين.»

اينکه بعد از درخواست دوستی اولیای خدا و دشمنی دشمنان خدا می‌گوید «مُسْتَنّا بِسُنَّةِ خَاتَمِ أنْبِيَائِكَ» مي‌تواند جمله حالیه باشد، يعني اگر اين کار را بکنم، به سنت اصلي خاتم انبيا(ص) عمل کرده‌ام و روش خود پيغمبر(ص)اين بود.

گاهی روش روش عملي است و گاهی روش قلبي است و این روش دوم، یعنی تأسي انسان به سنت قلبي خاتم‌الرسل علاوه بر سنت عملي ایشان، مهم‌تر است لذا بعد از آن خدا را به اين اسم صدا مي‌زند که اي نگاه‌دارنده و بازدارندة قلوب انبيا از لغزش، يعني خدایا تو با اين اسم خود با ما معامله کن، همان‌گونه که با انبيا معامله کردي و دل آن‌ها را بر محبت اوليا و بر دشمني اعداء خود نگاه داشتي.

اميرالمؤمنين(ع) در خطبه‌ای به اين مطلب اشاره کردند که «إنَّمَا يَجْمَعُ النَّاسَ الرِّضَا وَ السُّخْطُ»، نهايت، رضا و سخط آن چیزی است که بنده را جمع می‌کند. نگاه مي‌کنند که با چه کسانی دوست هستی و تو را با آن‌ها محشور مي‌کنند و با چه کسانی دشمن هستی، تو را از آن‌ها جدا مي‌کنند. اين تولي و تبري عمل قلب است که براي خداست، خدا اين عمل قلب را مي‌پذيرد. آيا با اوليای خدا دوستي داشته‌ای يا خداي ناکرده بين تو و ولي خدا کدورت بوده است؟

مؤمن بايد «مُحِبّاً لأوْلِيَاء وَ مُعَادِيا لأعْدَاء» باشد. اگر راست مي‌گوید، بايد اين‌گونه باشد. خداوند تبارک و تعالي آدم بي‌غيرت را دوست ندارد. اين غيرت است و غيرت حالتي برخاسته از نور توحيد است که انسان از اعداء بدش می‌آید و اوليا را دوست دارد. علامت سبق ایمان همین است که انسان ولی خدا را دوست بدارد و دشمن خدا را دشمن. اصل ایمان این است. بقیه شاخ و برگ ایمان است.

اصل دین محبت است و لذا اگر کسی همة احکام و اصول اعتقادات دین را بداند ولی ولیِ خدا را دوست نداشته باشد، دین ندارد و لذا حضرت فرمود: ممکن است شخص نماز هم بخواند، روزه هم بگیرد و این دلیل دیگری داشته باشد. اگر محبت خدا او را وادار به این کار نکرده باشد او کاذب است و دروغ می‌گوید و علامت محبت خدا محبت ولی خداست چون اولیای خدا آینة خدا هستند، چون ذات خدا را نمی­شود دید ولی این‌ها آینة حق‌اند، اگر آینة حق‌نما را می‌شکنند و باز ادعا دارند ما طرفدار خدا هستیم، دروغ می‌گویند، کذبوا! بعضیها می‌گویند ما محب اوليا هستيم اما معادي اعدا نيستيم. او دروغ مي‌گوید. جمع بين ضدين نمي‌شود. اگر کسي محبت داشته باشد و از روي محبت کار کند، جزء مقربين است. کسانی که جاذبة عملشان محبت است هدايت مي­شوند و محبت آن­ها را از خودشان نجات مي‌دهد. خدایا، به اندازة يک مثقال محبتت را به دلمان بینداز.

وه شود آسان به عشق راهی چند
كه بود پیش عقل بس دشوار

«مُحِبّا لأوْلِيَائِكَ»، هر جا که اثر محبوب هست، محبت محب هم آنجا زیاد است. چون محب نزديکانِ محبوبش را هم خيلي دوست دارد. این دل هزار جا بند است. فقط يک ازالة نار محبت محبوب مي‌خواهد تا پاک شود. محبت محبوب از جهتي نور است چون روشنی دل است و از جهتي نار است چون اغيار را در دل مي‌سوزاند و دل را از تمام مشغولیت‌ها خالی می‌کند حتی خود انسان را هم از دل بيرون مي‌کند. گفت:

چو عشقت در دلم جا کرد و شهر دل گرفت از من
مرا آزاد کرد از بود من آهسته آهسته
به عشقت دل نهادم زین جهان آسوده گردیدم
گسستم رشتة جان را ز تن آهسته آهسته
ز بس گشتم خیال تو، تو گشتم پای تا سر من
تو آمد رفته رفته، رفت من آهسته آهسته

ناگهان محب به خودش می‌آید و مي‌بيند که حرف‌هایش عوض شده است. هميشه «من» مي‌گفت ولی الان «او» مي‌گوید. هر کسي به من احسان کند او را دوست داشتم اما الان مي‌بينم هر کسي او را دوست دارد، دوستش دارم ولو به ضرر من کار کند.

وقتی محبت آمد، اولین اثر آن درک لذت عبادت و ذکر محبوب است. نماز که مي‌خواند، خسته نمي‌شود و سجده را طول مي‌دهد و لذت مي‌برد تا جایی که ديگر بدن همراهي‌اش نمي‌کند و الا وقتي در سجده است، هيچ عاملي نمي‌تواند او را بلند کند و مي‌گوید: خدايا، ديگر نمي‌خواهم سر از سجده بر دارم. دلی که در آن محبت نباشد، دین ندارد. اين متاع برای دلي است که محبت در آن است. اولياي خدا در محبت خدا چيزي را چشيده‌اند که دلشان به امور دیگری راضی نمي‌شود.

هيچ چيزي برای تصفية دل محب بهتر از اشک نيست. اشک تمام غلظت‌هاي وجود انسان را ذوب مي‌کند و از چشم خارج مي‌کند. وقتي گريه مي‌کني، بعد از گریه ببين که چه صفايي در دلت ايجاد شده است. مؤمنين براي گريه کردن در عالم بايد يک وسيلة گريه داشته باشند و آن هم حضرت سيدالشهداء است.

عمده این است که دل روی مدار محبت بیاید و از این مدار خارج نشود و خداوند تبارک و تعالی قلب انبیا را روی همین مدار نگه داشته است، پیمودن همة راه‌های هدایت و مشکلات و سربالایی‌های تند راه خدا برایشان آسان می‌شود.

گو شود آسان به عشق کاری چند
که بر عقل بس بود دشوار

خدا می‌فرماید: من یک الگو را برای شما فرستادم که خودتان را با آن تطبیق بدهید و لذا دعای دوم این است که خدایا، مرا بر روش رسول‌الله قرار بده تا به سنت پیغمبر و روش رسول‌الله (ص) عمل کنم، بعد هم دعا را به این اسم ختم می‌کند: ای نگهدارندة قلوب نبیین، «یا عاصم قلوب‌النبیین»، یعنی ای خدایی که تو قلوب انبیا را در هدایت نگه داشتی و از گمراهی حفظ کردی. عمدة معنی این است که دل ما را روی مدار محبت نگه داری چون اگر دل روی مدار محبت آمد، از سنت رسول‌الله متابعت کردن آسان است چون رسول‌الله را دوست دارد و انسان هر کسی را دوست بدارد، می‌خواهد با او همرنگ شود.

خدایا هر فیضی که در این ماه به اولیائت دادی به کرمت ما را محروم مگردان، خدایا حداقلِ عنایاتت در این ماه غفران ذنوب بندگان است لااقل ما را از این فیض محروم مدار، امورمان را کفایت کن، عاقبت امرمان را به خیر کن، خدایا عنایت کن که در این آخر ماه مبارک رمضان دری به سوی ضیافتت بر دل‌های ما هم برای یکبار هم که شده باز بفرما.

برگرفته از کتاب سرّی از عشق

 

پیوستن به خبرنامه