شرح دعای روز بیست و ششم

« اللهم اجعل سعيي فيه مشکورا و ذنبي فيه مغفورا و عملي فيه مقبولا و عيبي فيه مستورا يا اسمع السامعين.»

«اي خدا در اين روز سعيم را در راه طاعتت بپذير و جزاي خير عطا فرما و گناهم را در اين روز ببخش و عملم را مقبول و عيبم را مستور گردان، اي بهترين شنواي صداي خلق. »

«اللهُمَّ اجْعَلْ سَعْیی فیِهِ مَشْکُوراً»

خدایا، کوشش مرا در این ماه مشکور و قدردانی شده کن.همان‌طور که خداوند تبارک و تعالی مشکور است و بندگان از او تشكر مي‌كنند، خود نيز در مرحله‌ای شاکر است پس هم شاکر و هم مشکور است. خدا از بندگانی که او را اطاعت کردند شاکر است و فردای قیامت به وضعی عجیب و غیرقابل انتظار از آن‌ها تشکر می­کند که شما در راه من زحمت کشیدید، اوامر مرا اطاعت کردید و در مقابل تقدیرات من اعتراض نکردید.

«وَ ذَنْبی فیِهِ مَغْفُوراً»،

خدایا گناهان مرا در این ماه بيامرز، عمل مرا قبول كن

و از همه بالاتر «وَ عَیْبی فیِهِ مَسْتُوراً»، عیوب مرا بپوشان. ما عیوب بسیاري داریم. همة ‌ما یک عیب داریم که آن عیب را هیچ‌کس نمی‌تواند برطرف كند و علاوه بر آن عیب، عیوب دیگري هم داریم. عیوب دیگرمان از قبيل ضعف نفس، گناهان، عدم توکل بر خدا، ندیدن ریشة کار و دل‌های کوچکمان است که با غم يا شادی کوچکي پر و لبریز می‌شود. اگر بخواهیم عیوبمان را بشمریم، شاید نتوانیم به‌راحتي تعداد آن را به ‌دست آوریم و از همة عيوب بالاتر، عیب فقر و امکان است. فقیريم! فقیری که سرتاپای وجودش فقر است.

خدا ما را در دار دنیا آورده است که این مطلب را به ما بفهماند که بدانيد خیلی فقیرید، خیلی نیازمندید، و خداوند تبارک و تعالی دائماً نیازهای ما را جبران می‌کند و الا نیازهاي ما زياد است. لحظه به لحظه باید تنفس کنیم، این قلب لحظه به لحظه باید بزند، اگر یكی از اين‌ها مختل شود بیچاره مي‌شويم.

فقر! فقر همة وجود ما را گرفته است ولی خدا به فضلش اين عيب را جبران و مستور می‌کند.

«وَ عَیْبی فیه مَسْتُوراً»

ستر حقیقی خدا این است که خداوند تبارک و تعالی دائماً عیوب، نقص‌ها و کسری‌های ما را پر می‌كند، البته در دنیا قدری كمتر پر می‌کند و اصلاً بنا بر این بوده است. امام عليه‌السلام فرمود: خداوند ارواح را گرفتار ابدان کرد. شخصي پرسید: چرا خدا ارواح ما را مبتلای به ابدان کرد؟ چه فايده‌اي داشت که ما در بدن بیاییم؟ حضرت قریب به این مضمون فرمودند: برای اینکه بفهميد کس دیگري عيوب شما را جبران می‌کند. خودمان هم مي‌فهميم كه اگر خدا به دادمان نرسد، چه وضعی پیش می‌آيد اما خدا سرعت فضلش را در دنیا بطیء کرده است. گاهی وقت‌ها بخش كوچكي از نیازت را نشان می‌دهد تا بفهمی که سرتا پا نیازی. عالم ارواح عالم جبروت است یعنی نقص‌ها دائماً و بدون فاصله‌ جبران می‌شود. امام فرمود: اگر خدا این جهل، عجز و فقر را به انسان‌ها نشان نمی‌داد، با این همه ذلت و جهلشان باز هم ادعای ربوبیت و خدايي مي‌كردند. بیش از این ادعای ربوبیت می‌کردند و سرکش مي‌شدند. این تعلق ارواح به ابدان باعث شده که عيوبمان را ببينيم و دیدن عیوبمان هم باعث شده که موقعیت خودمان را بدانیم. حضرت فرمود: «رحم الله امراء عرف قدره و لم يتجاوز حدّه»، خدا رحمت کند کسی را که «عرف قدره»، یعنی قدر خودش را بشناسد. «و لم یتجاوز حدّه» و حدش را فراموش نکند. ما حد و حدودي داریم. قدرمان این است که ممکن‌الوجودیم، یعنی اگر به ما وجود بدهند می‌پذیریم. هرچه داری مال اوست. آن چيزي که تو داری تنها اين است که گدا هستی. وقتي وجود به ما دادند ایجاد شدیم اما هرچه بالفعل داریم مال خداست. خداوند تبارک و تعالی این فقر ما را جبران مي‌كند که یک عیب است و عیب بزرگی هم هست.

اگر خدا سترش را بردارد، همه مفتضح می‌شویم. انبیا اين موضوع را بیشتر می‌فهمیدند، نیاز خود را به ستر خدا بيشتر می‌دیدند لذا وقتی مناجات می‌کردند مثل عبد گناهکار مجرم جنایتکار حرف مي‌زدند. اگر ما گناه نمی‌کنیم مال خداست، اگر علم داریم آن هم مال خداست، اگر تقوا داریم آن هم مال خداست و خب این‌ها را که نمی‌شود به رخ خدا کشید، همه مال خودش است. آنچه ما باید ببریم نداری و فقرمان است. هرچه نداری و نقص و ذلت است مال ماست. راه رفتن به سوی خدا هم همین ‌است.

حضرت آیت‌الله حسن زاده آملی تشبیه خيلي زیبایی دارند، ‌فرمودند: وقتی مي‌خواهيد ديدن كسي برويد بالاخره رسم است كه هدیه‌اي ببرید اما به درگاه خدا چه هدیه‌ای ببرید که آنجا نباشد؟ چون هدیه بايد چیزی باشد كه آن شخص نداشته باشد، تحفه باشد دیگر! اما شما هر هدیه‌اي به درگاه خدا ببرید آنجا هست چون او مبدأ وجود است ولی چیزي وجود دارد كه آنجا نیست و آن فقر است لذا با ذلت و فقر به درگاه خدا بروید. هیچ‌وقت نکند بگويی عبادت من! طاعت من! علم من! نکند بگويي من تقوا دارم! این‌ها در پیش خدا ضد ارزش است، غصبي است. شما عیوب خود را معترف باشید ولی از خدا بخواهید آن را بپوشاند. پوشیدنش این‌گونه است که خدایا، نیازهای ما را برطرف کن، اگر ما را لحظه‌ای به خود وا بگذاری، در یک آن شیطان ما را به اسفل‌السافلین می‌برد. هیچ عیبی بالاتر از گناهان نیست که ما را در پیش ملائكة‌الله ساقط می‌کند. روایت دارد که گاهی خدا حتی گناهان را از ملائکة کاتبین اعمال هم مستور می‌کند. می‌گويد اگر آبروی عبد پیش این ملائکه برود، دیگر جبران نمی‌شود. خدایا، عیب ما را در این ماه مستور كن.

«یا اسمع‌السامعین»

ای خدایی که نیاز نیست بیشتر از این بگويم، ای آن ‌که هنوز عبد چيزي نگفته‌ تو نگفته را می‌دانی. دیگر بیش از این نیاز نیست که توضیح بدهم و التماس کنم، تو ناگفته را می‌دانی. تو خودت از اشارة من می‌فهمی که کارم چقدر خراب است و تو خرابی کار ما را مي‌داني. یا اسمع‌السامعین، ای سمیع‌ترینِ شنوندگان، تو دعای بنده را می‌شنوی حتی قبل از آنکه از زبانش جاری شود. خدایا، به حرمت این تتمة ماه رمضان قسمت می‌دهیم اگر ما را تا امشب نبخشیده‌ای، امشب ببخش و بیامرز. خدایا، هنوز پشتمان از گناهان سنگین است، ما هنوز احساس سنگینی می‌کنیم و الا باید حال دلمان بهتر شده باشد، از اینکه حال دلمان چندان بهتر نیست معلوم می‌شود که هنوز گناهان بر پشتمان سنگینی می‌کند. خدایا، اگر تا امشب ما را نبخشیده‌ای، امشب ما را ببخش و بیامرز.

برگرفته از کتاب سرّی از عشق

 

پیوستن به خبرنامه